تبليغاتX
بغض بارون
زندگي حکايت مرد يخ فروشيست که به او گفتند: "فروختي؟" ... گفت: "نخريدند ولي تمام شد...

يک روز چند تا از اين دانشجوهای دودره باز دانشگاه  به خاطر اينکه روز قبل از امتحان مشغول حال و هول بودند٬ روز امتحان خيلی دير سر جلسه امتحان مياند و الکی به استاده ميگن که چرخ ماشين پنچر شده و وسط خیابون گير کردند و بيا جون مادرت از ما دوباره امتحان بگير! استاده ميگه باشه هفته ديگه ازتون امتحان ميگيرم.

روز امتحان اين بخت برگشته ها رو ميبره تو يکی از اين تالارهای بزرگ دانشگاه و هر کدومو يه گوشه مينشونه. ۲ سوال ميده. سوال اول که خيلی آسون بوده ۵ نمره از ۱۰۰ نمره داشته و راحت می تونن جواب بدن  و سوال دوم که ۹۵ نمره داشته اين بوده:

.

.

.

.

.

.

.

.

 کدوم چرخ ماشين پنچر شده بود؟

 

                                       

 

این فلش هم تقدیم به مادران آینده :

برای دانلود فلش راست کلیک کرده و سپس گزینه ی Save Target As… را بزنید .

)حجم : 880 KB ) : دانلود فلش

 

                                           

 

خواب بودم

صدای گریه می آمد

بیدار شدم

چیزی دیدم که تمام وجودمو در بر گرفت

آری

.

.

.

.

دفتر شعر باران باز بود ...




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 14:45 توسط ..:: محمد ::..

مركز آموزش ايرانيان