تبليغاتX
بغض بارون
زندگي حکايت مرد يخ فروشيست که به او گفتند: "فروختي؟" ... گفت: "نخريدند ولي تمام شد...

 

نکته : اجازه بدين صفحه کامل load بشه و بعد از load  شدن کامل صفحه , اگر عکس ها به طور کامل برايتان باز نشد لطف کنين روي هر عکس , راست کليک کرده و Show Picture را بزنيد .

 

ساعت 5:45 طبق روال هر روز که می رم کلاس زبان ، حرکت می کنم به سمت خیابون ولیعصر یا اصطلاحا بهشت تهران . چرا بهشت ؟ چونکه پسرا به دخترای خیابون ولیعصر ارادت خاصی دارن و نمی تونن بدون بوق زدن براشون از کنارشون بگذرن :

              

 

اما این روزا بهشت شده جهنم اونم به خاطر وجود عمو پلیس های مهربون با الگانس و چشمای وحشتناکشون . که کافیه یکی از اونا فقط بخواد یک نگاه بهتون بندازه تا زهر ترک بشین .

چون همونطوری که می دونیم تو ایران راه رفتن هم گاهی جرم محسوب میشه . خلاصه ساعت 6 که می رسم دم پارک ملت 2،3 تا از این عمو ها با ماشین های قشنگشون که خیابونو به ترافیک می کشن رو می تونیم ببینیم :

             

 

بعد می رم کلاس و در راه برگشت ماشالا ا ا ا

خیابون ترافیک شده . یک line خیابونو بستن هر دختری که رد میشه می گیرنش می کنن تو station و یا علی به سمت کلانتری .البته ناگفته نمونه ، اونطوری که من شنیدم اگر مایه زیاد همرات باشه تو راه آزادت می کنن اگه نه میری تعهد کتبی میدی اگه خیلی شاخ باشی یک شب تا صبح باید در بازداشتگاه بخوابی اما آخرش میفرستنت بری :

             

 

تازه خیلی جالبه میگن طرح مبارزه با بد حجابیه اما به مارک لباس پسرا هم گیر میدن و حتی اونارو میفرستن بازداشتگاه:

             

 

این یعنی دموکراسی کامل در جمهوری اسلامی !!!

رئیس جمهور محبوب کشور عزیزم جناب آقای دکتر احمدی نژاد یادته شبکه 2 که گفتگوی ویژه خبری اومده بودی گفتی مگه دولت انقدر بیکاره که دنبال مو و لباس دخترا باشه ؟

نگفتی چیزای مهمتری از مو و لباس هست که باید بهش رسید ؟ پس چی شد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بحثو سیاسی نکنم اما جالبی سیستم اینه که همیشه تو اردیبهشت چند هفته به این حجاب گیر میدن بعد هم ول می کنن و اسمشو می ذارن طرح امنیت اجتماعی .

اگه قراره با حجاب امنیت درست شه همون بهتر که امنیت نداشته باشیم .

هیچ وقت گریه های دختری که برای عروسی خواهرش داشت تنهایی می رفت و پلیس به خاطر ظاهرش مانع رفتنش شد رو فراموش نمی کنم  :

                

 

من میگم دموکراسی یعنی اینکه دوست داری چادر سرت کن دوست نداری بازترین لباسو بپوش و کاری به کار دیگری نداشته باش .

4 سال پیش توی dubai یادم نمی ره . هم خانوم هایی رو می دیدم که از پوشش چادرشون فقط چشماشون معلوم بود و کنارشون خانوم هایی تقریبا با پوشش bikini و هیچ کدوم حتی نگاهی به هم نمی کردن و هرکس در اون جامعه ی آزاد راه خودشو می رفت و این شده که dubai میشه dubai و ایران با قدمت چندین هزار سالش به اینجا می رسه .

کی میشه قدمت چندین هزار ساله ی ایرانی با این همه افتخارشو بتونیم دوباره به جایگاه اصلیش برگردونیم .

بیاییم با دقت بیشتری به اطرافمون نگاه کنیم ...

به امید آن روز ...

 

                 

 

باور کن

در حياط کوچک من

گنجشکک کوچک باران زده

از سرما نلرزيد

مگر آنکه دانست

اينجا بعد از باران

آفتابي نخواهد روئيد ...

 




لينك ثابت نوشته شده در جمعه هفتم اردیبهشت 1386ساعت 1:43 توسط ..:: محمد ::..

مركز آموزش ايرانيان