
, گاهي شاد
,
و گاهي در عرش بي همتا
ساختي ...


پرنده آزاد شد و درخت آزاد شد و بابا آمد , با صداي بابونه و باران با صداي جويبار و قناري و با خود شکوفه آورد و لبخند .
عموی زنجیر باف زنجيرهاي پوسيده و خود کهنه اش را دور انداخت و از جهان نام تازه اي طلب کرد و از آن پس ما او را نوروز صدا کرديم ...
سلامي چو نسيم نوبهاران چو خواب سبزه در لالاي باران
سلام دوستای گلم 
عیدتون مبارک
۱۰۰سال به این سال ها
چه بهتر که افتتاح وبلاگمو با رویش دوباره ی زمین در یک روز قرار دادم تا هر سال آغاز سال نو و سالگرد وبلاگمو با هم جشن بگيرم اما شما نه. شما لطف کنين جدا جدا کادو بيارين . مرسي 
ما که امسال شانس نياورديم نه سفر ميريم نه عيدي ميگيريم 
چون از وقتي اول دبيرستان رفتم همه مي گفتن بابا تو که ديگه بزرگ شدي عيدي نميخواي . بعد تازه تصور کنين لپتو بکشنو اين حرفو بزنن
.
اگه بخوام از سالي که گذشت براتون بگم بايد بگم براي من روي هم رفته سال خوبي بود . پيشرفت خيلي عالي در زمينه ي درسي ,
دوستي و آشنايي با عده اي که باعث پيشرفت بسيار زياد من در زندگي شدن
,آرامشي که بعد از سال ها در خانواده ي 4 نفريمون به وجود اومد
تقويت زبان انگليسيم
و پيشرفت روز افزون براي من و خانوادم در خيلي از زمينه ها
باعث شد سال 85 برعکس سال 84 براي من سالي به ياد ماندني و دوست داشتني لقب بگيره
.
نوروز رسيد و کرد تحريک
اندوه غم از تو دور باشد
هميشه ما آدما چند روز مونده به عيد که خونه تکوني رو شروع مي کنيم , لباساي نو مي خريم يا بعد از ماه ها به کارهايي که سال گذشته انجام داديم فکر مي کنيم, پيش خودمون ميگيم امسال ديگه به کلي عوض ميشيم و اشتباهات سال گذشته رو انجام نميديم اما همين که 1 ماه ميگذره و تعطيلات ايراني به پايان مي رسه ميشيم همون آدم قبلي و فراموش مي کنيم که چه عهدي با خودمون بسته بوديم
.
بيايم از همين امروز که فقط دقايقي از سال جديد سپري شده واقعا بشيم يک انسان ديگه . از امروز دروغ نگيم . تو زندگي مردم ديگه دخالت نکنيم . بدبين نباشيم . هرچيزيو از بعد مادي نگاه نکنيم و سعي کنيم وجودمون و حضورمون باعث آرامش اطرافيان و يا کساني که به هر نوعي با ما در ارتباطن باشه و اينو يادمون نره آرامش دروني
با هيچ چيزي تا ابد قابل قياس نيست ...
لحظه هاتون سبز٬ روزهاتون آفتابی٬ شباتون پر از ستاره
هر روزتان نوروز نوروزتان پیروز 